پتروشیمی جم یکی از بزرگترین تولیدکنندگان الفین در جهان و شاخصترین مجتمعهای پتروشیمی ایران است که نقش آن در زنجیره ارزش صنعت، بازارهای صادراتی و اقتصاد ملی قابل انکار نیست. مدیریت چنین مجموعهای، نه با تصمیمات نمایشی، بلکه با شناخت دقیق صنعت، تجربه اجرایی و تسلط بر پیچیدگیهای فنی و اقتصادی ممکن است.
در همین چارچوب، انتخاب مدیرعامل پتروشیمی جم از سوی هلدینگ صبا انرژی، بهعنوان یکی از بازوهای اصلی صندوق بازنشستگی کشوری، تصمیمی مبتنی بر سابقه، تخصص و کارنامه اجرایی بوده است. امیر اکبری، دکترای مهندسی شیمی با گرایش پتروشیمی، مدیری است که تجربه عملی در صنایع پتروشیمی، فولاد، پالایش و حتی بازار سرمایه را توأمان در کارنامه خود دارد؛ ترکیبی که برای هدایت مجموعهای در ابعاد و اهمیت پتروشیمی جم، یک مزیت راهبردی محسوب میشود.
اما فارغ از اشخاص، آنچه در این میان نیازمند بازخوانی است، یک اصل بنیادین در مدیریت حرفهای است: مدیرعامل هر سازمان، متناسب با مأموریت، چشمانداز و راهبرد مجموعه، باید اختیار انتخاب تیم مدیریتی خود را داشته باشد.
این اختیار نه به معنای نادیده گرفتن شایستهسالاری است و نه مجوز بهکارگیری نیروهای فاقد صلاحیت. برعکس، انتخاب مدیران زیرمجموعه باید بر پایه تعهد، تخصص و تجربهای صورت گیرد که با اهداف کلان سازمان همراستا باشد. چرا که در نهایت، موفقیت یا ناکامی هر تصمیم، هر پروژه و هر انتصاب، به نام مدیرعامل ثبت میشود و در کارنامه اجرایی او باقی میماند.
اصرار بر تحمیل تصمیمات مدیریتی از بیرون مجموعه، بدون پذیرش مسئولیت نتایج آن، نه با منطق مدیریت همخوانی دارد و نه با تجربه صنعت. سازمانی در ابعاد پتروشیمی جم، بیش از هر چیز نیازمند انسجام مدیریتی، پاسخگویی روشن و تصمیمگیری منسجم است؛ مؤلفههایی که بدون اختیار واقعی مدیرعامل، عملاً تضعیف میشوند.
در چنین شرایطی، دفاع از اختیار مدیرعامل، دفاع از یک فرد خاص نیست؛ دفاع از کارآمدی سازمان، مسئولیتپذیری مدیریتی و تصمیم حرفهای هلدینگ بالادستی است. تجربه نشان داده است که هرجا اختیار و مسئولیت از هم جدا شدهاند، نتیجه چیزی جز سردرگمی مدیریتی و فرسایش سرمایههای سازمانی نبوده است.
پتروشیمی جم یک گره راهبردی در زنجیره پتروشیمی کشور است که هر تصمیم مدیریتی در آن، اثر دومینویی بر تولید، بازار داخل، صادرات، ارزآوری و حتی صنایع پاییندستی دارد. چنین مجموعهای با پروژههای چند میلیارددلاری، تعهدات سنگین و رقابت فشرده منطقهای، با مدیریت دستوری و انتصابات تحمیلی اداره نمیشود. اگر مدیرعامل پتروشیمی جم مسئول حفظ جایگاه جهانی، افزایش بهرهوری و عبور از ریسکهای فنی و اقتصادی است، بدیهی است که باید اختیار انتخاب تیمی همسو با راهبرد، متعهد به اهداف و برخوردار از تخصص مرتبط را داشته باشد. هر الگویی غیر از این، به معنای انتقال مسئولیت به فردی بدون ابزار تصمیمگیری است؛ مدلی که تجربه صنعت بارها نشان داده نهتنها پاسخگو نیست، بلکه مستقیماً به تضعیف سازمان و فرسایش سرمایههای انسانی و اقتصادی منجر میشود.

















