پروژهای که قرار بود حلقهای مهم در زنجیره ارزش متانول کشور باشد، پس از سالها فراز و نشیب، اکنون در وضعیتی قرار گرفته که نهتنها چشمانداز روشنی از زمان ازسرگیری عملیات آن وجود ندارد، بلکه اختلاف میان کارفرما و پیمانکار نیز به مسیر حقوقی کشیده شده و عملاً پروژه را در وضعیت توقف قرار داده است.
پرسش اصلی اما این است: چرا پروژه پتروالفین فنآوران متوقف شد و چه کسی باید پاسخگوی تبعات این توقف باشد؟
شرکت پتروالفین فنآوران در سال ۱۳۹۴ با هدف توسعه زنجیره ارزش متانول و تولید محصولات پاییندستی تأسیس شد؛ طرحی که در ادامه، با استراتژی توسعه زنجیره ارزش تاپیکو، اخذ مجوزهای لازم و امضای تفاهمنامه برای دریافت لیسانس واحد MTO، وارد مرحله تازهای از حیات خود شد. حتی در مقطعی اعلام شد عملیات اجرایی طرح در بخشهایی همچون تحکیم بستر، احداث مخازن ذخیره و جادههای پیرامونی در حال انجام است.
اما امروز، پس از صرف منابع قابل توجه، پروژهای که میتوانست به یکی از طرحهای مهم توسعهای مجموعه شستا و تاپیکو تبدیل شود، با توقف مواجه است.
این وضعیت زمانی نگرانکنندهتر میشود که به سوابق پروژه نگاه کنیم. در گزارشهای منتشرشده درباره طرح، از نیاز ارزی بیش از ۴۰۰ میلیون دلار سخن گفته شده و برای بخشهایی از پروژه نیز هزینههای قابل توجهی انجام شده است. حتی پروژه احداث مخازن متانول، که یکی از بخشهای مهم طرح محسوب میشود، در مقاطعی به پیشرفت حدود ۴۷ درصد رسیده بود؛ اما گزارشهای بعدی از کاهش پیشرفت آن حکایت داشتند.
اکنون اختلاف بر سر قرارداد پیمانکار نیز به یکی از نقاط اصلی بحران تبدیل شده است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، پیمانکار در خصوص تأخیرات مجاز، میزان پیشرفت پروژه و تعدیل قیمتها با کارفرما اختلاف داشته و درخواستهایی برای برگزاری جلسات حل اختلاف نیز مطرح کرده است. در نهایت، موضوع به برکناری پیمانکار و سپس مسیر حقوقی کشیده شده است.
اینجاست که یک سؤال اساسی مطرح میشود: آیا همه راههای مدیریتی برای حل اختلاف پیش از رسیدن کار به دادگاه طی شده بود؟
اگر اختلافی میان کارفرما و پیمانکار وجود داشته، چرا پیش از توقف پروژه و تحمیل هزینههای جدید، از ظرفیت مذاکره، داوری، کمیتههای فنی و حل اختلاف استفاده نشده است؟ اگر پیمانکار در انجام تعهدات خود کوتاهی کرده، مستندات آن چیست و چرا پروژه پس از تغییر پیمانکار یا ورود به فرآیند حقوقی، همچنان در بلاتکلیفی قرار گرفته است؟ و اگر بخشی از مشکلات ناشی از تصمیمات مدیریتی بوده، مسئولیت این تصمیمات متوجه چه کسانی است؟
موضوع تنها یک اختلاف قراردادی نیست؛ پای سرمایه مردم و بیتالمال، آینده یک پروژه صنعتی و معیشت نیروی انسانی در میان است.
گزارشهایی نیز درباره تعدیل یا کنار گذاشتن تعدادی از نیروهای حراست و خدمات پروژه منتشر شده است؛ نیروهایی که گفته میشود در پی توقف پروژه با کاهش یا قطع فعالیت مواجه شدهاند. اگر این گزارشها صحت دارد، باید پرسید چرا نخستین هزینه تصمیمات مدیریتی باید از جیب کارگرانی پرداخت شود که نقشی در اختلافات قراردادی و تصمیمات مدیریتی نداشتهاند؟
در شرایطی که کشور با محدودیت منابع، دشواری سرمایهگذاری، مشکلات ارزی و فشارهای اقتصادی مواجه است، توقف یک پروژه سرمایهبر پس از صرف میلیاردها تومان منابع، نمیتواند یک اتفاق عادی تلقی شود.
تاپیکو، شستا و نهادهای ذیصلاح باید بهطور شفاف مشخص کنند پروژه چرا متوقف شده، چه میزان منابع تاکنون هزینه شده، اختلاف با پیمانکار دقیقاً از کجا آغاز شده، چه تصمیماتی منجر به برکناری پیمانکار شده و مسئولیت تأخیر و توقف فعلی متوجه چه کسانی است.
ضروری است یک بررسی مستقل و مستند، ابعاد فنی، مالی، قراردادی و مدیریتی این پرونده را روشن کند و نتیجه آن نیز در اختیار سهامداران و افکار عمومی قرار گیرد.
پروژه پتروالفین فنآوران نباید قربانی اختلافات مدیریتی، قراردادی یا تغییرات تصمیمگیری شود. اگر قرار است این پروژه ادامه پیدا کند، باید با یک برنامه روشن، زمانبندی مشخص و مدیرانی که توان عبور از بحران را دارند ادامه یابد.
و اگر بررسیها نشان دهد تصمیمات مدیریتی یا قصور برخی مدیران در شکلگیری این وضعیت مؤثر بوده است، بدیهی است ادامه حضور تصمیمگیران و مسببان احتمالی وضعیت موجود در فرآیند آینده پروژه، بدون بررسی و تعیین تکلیف مسئولیت آنان، قابل قبول نخواهد بود.
اکنون زمان پاسخگویی است؛ پیش از آنکه توقف یک پروژه، به توقف امید صدها نیروی انسانی و هدررفت بیشتر سرمایه تبدیل شود.
















